تبليغاتX
بچه های کلاس سوم ریاضی 2
سلام

خيلي وقته كه وبلاگ آپ نشده !!!!

اول از همه شهادت حضرت علی رو به همه شیعیان تسلیت میگم

خب ديگه ناسلامتي امسال سوميم و بايد مثلا درس بخونيم

ولي توي اين مدت خيلي خبرها بوده كه هر چيش كه يادمه رو واستون ميگم

اول اين كه امسال گير چند تا معلم محشر افتاديم اصلا حرف ندارن هر كدومشون از يه نظر بهترين هستن

يكي از اونها دبي حسابان ( آقاي شيراني ) هستن كه هم اخلاق خيلي خوبي دارن هم خيلي خوووووب درس ميدن

به قول ايشون : مِگه ايجوري نيست كه ما بايد در شِمارش اعداد شك كنيم ؟؟؟  

اصلا ما  بايد سر كلاس حسابان به همه چيز شك كنيم مخصوصا به اطلاعاتي كه سالهاست ياد گرفتيم  

به قولي روزهاي شنبه و سه شنبه يوم الشك اعلام شده البته نا گفته نماند که ایشون صدای خیلی خوبی هم دارن !!!!!!!!

خبر ديگه اين كه  خانم صميمي هفته قبل خيلي سعي كردن جاهاي مارو تغيير بدن ولي متاسفانه كسي از پس ما بر نمياد مخصوصا من  بيچاره خانم صميمي از دست من گيج شده بود بعد از ۱۵ دقيقه با كلي جا عوض كردن متوجه شدن كه همه سر جاي اولشون نشستن  اون موقع بود كه نزديك بود من رو خفه كنن

بخاري هاي ديواري هم خريده شده و تا چند روز ديگه جايگزين بخاري قبلي ها ميشه و جا یه کمی باز تر میشه البته حتما میدونید که بهترین کلاس مدرسه مال ماست  ( به نقل از خانم صمیمی و کریمیان )

خب این خبرهایی بود که یادم مونده بود

منتظر نظراتتون هستم

=====================================================

ویرایش : آقا ما کی گفتیم آقای شیرانی معلم خوبیه ؟؟؟!!!! اتفاقا برای عوض کردن هم اقدام کردیم ولی مثل همیشه نتیجه ای نداشت خودشون هم به سوم ریاضی ۱ گفتن : من اونقدر ها هم که فکر میکنید بد نیستم

یه جمله رو یادم رفت در مورد آقای شیرانی بگم الان میگم : او هی می گوید و ما می نویسیم او هی می گوید و ما می نویسیم تا شاید لغایت اردیبهشت کتاب تمام شود

+ نوشته شده توسط Oxygen در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 18:16 |
به و به  سلام    بو کن!! بوی مهر مییاد       به به       .    سلامممممممممم     خوشحالم که مهر اومد و مام  باش اومدیمم.     خبر که زیاد هست   از کجا بگم اول تبریک میگم ماه رمضان رو و خلاصه التماس دعا   بدش   تبریک میگم  سال تحصیلی رو.     من که صبحا همش دیر میرسم یعنی اینکه خبر ندارم تو صف رو!!!  و برنامه ی صبحگاهی چی میگن!!!   امروز یکی از بچه های سوم رو خانمان ناظم از میون جمعیت انبوهی!! کشیدن بیرون حالا اسمش بماند و به ابروهاش کلی گیر دادن   اینم اولین تذکر  گویا امسال کلی سختگیر شدن   خلاصه حواسا جمع!!!!  هدبندارو !!!!!   وای وای وای  امروز   خانوم صمیمی اومدن تو کلاس ما ماهم هدبند نزده بودیم   گفتن باکی دارین این زنگ مام گفتیم  خانوم!!!!!!      (یهنی معلممون خانومه)  گفتن اهان و رفتن!! بازم جای شکرش باقیه که نمیگن معلم زنم که دارین هد بزنین!   یه کلاسی به ما دادن که حتی نمیشه توش راه رفت یاد کلاس پارسالی بخیر   . اما خانومان مسئول گفتن که بهترین کلاس رو ما به شما دادیمم!!!!!!!     .  ما هنوز نماینده نداریم اما نمی دونم چرا همه معلما کاراشونو میگن سپیده انجام بده!! گویا از پارسال که مپسر بوده   قیافیه مپسری بش مونده!!!        مثل اینکه پسرونه ام وضعشون به از ما نیست!!!   یه تبریکه حسابی به پسرونه  که ۳تا رتبیه ی ۲۰۰ای داشتن!! اما ما چی؟ هیچی!!!   اما صنعتی داشتیما     .   اااا راستی ما شدیم سوم ریاضی ۲   پارسال ۱   بودیم نمیدونم چه حکمتی تو کاره!! 

+ نوشته شده توسط رزگل در پنجشنبه ششم مهر 1385 و ساعت 19:4 |

سلام و درود.    من یکی که اصلا فکرشو نمیکردم که شما ابنقدر بی وفا باشین    درسته که مدرسه ها تعطیل و ما سوژه نداریم اما ......                                       من که دلم واسه مدرسه تنگ شده   واسه خانوم کریمیان خانوم فرهادی خانوم صمیمی    یادش بخیر چقدر فاطی میخوندیم   چقدر این  ناظمامونو اذیت می کردیم                                                        خبر ندارم   که کی رفته و کی هست؟   فقط میدونم مینا بصیری رفته فراز.                                          من تصمیم گرفتم که اسم همه بچه های کلاس رو بنویسم                                     خوب اول خودم     بدشم اکسیژن(گلناز )         بدم ساحل(راحله)   بدم بقیه بچا         اول گروه خودمون       سارا. اون یکی سارا که رتبه خواهرش شده ۴۰۰      .اسا. همین . حالا بقیه      به ترتبب صندلیا   پریسا/ انیتا/ به رخ//// فاطمه/ ارزو/ ندا////  سپیده/ ماندانا/سوگل/////  مائده/زهرا/مریم////   مائده/گلنار نه گلناز ما یکی دیگه/ اون یکی یارم نیست////  الهام/ ترانه/نگین////  الهه/یادم نیست/ یادم نیست////// شیما/مینا/مطهره//// خودمونم که گفتم(جای ۶نفر رو خالی بذار) ////فرنوش/مهسا/سمیه////   پرگلم که جا نداره  /////              

+ نوشته شده توسط رزگل در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:2 |
سلام بچه ها

امیدوارم که خوب باشید

من که خیلی از دست خانم کریمیان و .. نارتحتم

یکی نیست بگه این مدرسه است یا ... !!!!!
آخه این چه وضع امتحان بود !!!!
چه وضع نمره دادن بود !!!!
آخه مگه میشه واسه امتحان ریاضی تجربیها نمرهی خوب بگیرن ولی ۸۰٪ بچه های ریاضی نمره هاشون بد بشه ؟؟؟

مدرسه جدید هم که ....

من دلم همون مدرسه رو میخواد

مثلا گفتن بزرگه !!!

حیاطش که نصف حیاط اون مدرسه است تازه همین هم نصفش باغچه است !!!!
باید مراقب باشیم وقتی راه میریم به هم دیگه برخورد نکنیم

حالا بدتر از همه این که .... توی توحید که سینما نیست ... ما باید چی کار کنیم ؟؟؟

 

منتظر نظراتتون هستم


 

+ نوشته شده توسط Oxygen در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 و ساعت 2:25 |
 عجب کنکوررررررررررررررررر     کی امسال کنکور میده؟؟؟؟؟؟؟                       اینجام کلاس کنکور
+ نوشته شده توسط رزگل در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 21:56 |
بچا دارین بی وفایی میکنینا بابا کجایین؟؟   عجب شلوغ شده توحید خوب شد مدرسه ما رفت اون ور!!!!   عجب نمره انضباطایی دادن من که هنوز از شکش بیرون نیومدم  یه کاری کردن که فکر رفتن از این مدرسه به سرمون نزنه    قرار بود خانوم فانی کلاسای تابسون و بگیرن که اینجور نشد حالا چرا شو من نمیدونم من که با خانوم فانی قهر قهرم  یه اطلاعیه جدیدم دادن ما قرار با حجاب کامل اسلامی بریم    من که زیاد مدرسه جدید  دوست نداشتم  شما چطور؟؟؟؟     .                                     کی معلم حسابان خوب سراغ داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟   

+ نوشته شده توسط رزگل در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 21:44 |
سلام به همه گلا یه دنیا خبر دارم  اول اینکه از جام جهانی شوت شدیم بیرون با بی ابروئی اما یه خبر خوش بدم که شاد شید علی اقای دائی گفتن که جام جهانی بدی یم هسن  و ممکن که جام ۲۰۱۴ رو هم باشم  وای من که که خیلی خوشحالم اخ جادوگر اسیا چقدر خوب بازی کرد  رو سفید کرد ایران رو مخصوصنا با اون لگدی که به بطری اب و ساک زد  . اااااااااااااااا راسی دیرورز دختر برانکو دم در استادیوم بازار سیاه راه انداخته بود عجبم با سیاست بود بلیط ای ۱۰۰یورویی رو ۵۰ یورو میفروخت. دادکانم رسما برکنار شد  خدا رو شکر  . خوب از فوتبال بگذریم ۳وم کارنامه هارو میدن خدا میدونه که چه گلائی کاشتیم  . جامونم عوض شده رفتیم توحید فقط مشکل اینجاس که کسی ادرس مدرسه ی جدید و به ما نداده . یه مسئله ی دیگه اینجا جای  ادمای بی ادب نیست  اینجور ادما اونقدر بی ادب و بیشخسیتن که ما به خودمون زحمت جواب دادن بهشون ونمیدیم.            یه تشکر ویژه از نیناز جون گل که خیلی با ما برای ساختن این بلاگ همکاری کرد یه دنیا ماچ واسه نیناز جون خودم... من یه بلاگ ساختم که میدونم حتما خوشتون مییاد برای دیدنش اینجا   رو کلیک کنبد نظرم یادتون نره  همه بیاین معدلاتونو   بگین ما منتظریم .  
+ نوشته شده توسط رزگل در پنجشنبه یکم تیر 1385 و ساعت 17:47 |
من به ویرونی رسیدم  
+ نوشته شده توسط رزگل در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 13:39 |

نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت امروز تموم شد یه سال دیگم تموم شدبا تموم خوشیاش خنده هاش غماش غصه هاش گریه هاش همه و همه تموم شد دلم تنگ میشه واسه خنده های گاه و بیگاهمون واسه دوستام واسه چشمای سرشار از شیتنطشون و واسه بعضی از معلماموم البته فقط بضیشون  آ قای جفری این حقش نبود کجایید الانی که به خاطر حرف اشتباهتون یک نمره داره از برگه امتحان زبان فارسی من کم میشه    ای کاش حد اقل به خانم اعضاد میکفتید که اشتباه از جانب شما بوده ای کاش.........  خیلی دلم شکست        

+ نوشته شده توسط رزگل در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 13:38 |
تو مثل رنگهای گوناکونی که نمیتوانم چشم از تو بردازم اما ناگاه باران خواهد امد و همه ی انها را خواهد شست

+ نوشته شده توسط رزگل در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 8:11 |